تبليغاتX
:::: ... اُدخلوهَا بسَلاَمٍ آمِنين - پرواز تا خانه نازنين پيغمبر :::.....

مزار يار

 

بسم الله الرحمن الرحيم . . تا به كي حسرت برم بر كشتگان راز عشق ... يكي بود يكي نبود، روزي عده اي جمع شدند تا دنبال قاصدكها در شهر شور و نياز ،تعليم پرواز ببينند ، دو سال پيش حلقه اي زدند تا با اتصال به دامن شفاعتشان دو ركعت عشق را وضويي سازند . در پي ترويج فرهنگ عظيم شهادت و درس آموزي از مكتب شهيدان عشق ،آن استادان طريق وصل و زندگان جاويد درگاه احديت بر آن شديم تا جمعي تشكيل دهيم و با تأسي بر الطاف خداوند متعال در عصر و تنگناي روزگار غيبت با عنايات مولايمان حضرت حجت (عج) و با اذن از محضر مبارك مادر شهدا فعاليتهاي خويش را آغاز كرديم وبا ايمان به آنكه هنوز هم درهاي رحمت و شهادت بسته نشده است به دنبال يادگاران روزگار وصل و همرزمان و همرازان شهيدان كه نه در پي نام و نشانشان كه در پي راه طريقشان با آنها به پاي صبحت نشستيم و تا حالا نيز مهمان سفره شهيدي از اهل معرفت، شيدازده اي از تبار حسين (ع) ،شهيد سيد احمد خياط نوري بوديم و هستيم و اميد كه به لطف خدا خودشان راهگشاي رهروان خويش باشند .

 



 

:::: شهید ::::

...تو از جنس بلوری مثل باران وای کاش چون همیشه واژهای روشنت را که سرشار از حضور عشق است به کویردلتنگی مان بباری دست و دلمان را چون گندمزاری طلایی طوفان

دوری از شهدا میلرزاند دلم میخواهد امروز گلواژهای وجودم را نثارت کنم

یاد شما که نباشد انگار در لابلای خزان گم میشوم یا در وسعت دریای زمان از خودم دورمی افتم

چه زیباست دمی از قید و بند"همه"رها شدن و"تو"را سرودن

دلم میخواهد از افتاب گرم عشقت که بر جانمان نشسته بگویم وغرق تماشایت شوم

که چگونه با افتاب وجودت جاده های سرد و تاریک و دلمرده را روشن میکنی.

دلم میخواهد که ببینم که چگونه به زندگی بها میدهی و اسمان و افتاب به خاک غرق

به خونت بوسه میزنند

تو ابرو و اعتبار تاریخ مردانگی  این سرزمین و علم جاودانگی نام و یادت برفراز قله های

باورمان همیشه در احتزاز


عاشق مولا بود..عشق به سرداربی سر عاشورا اورا به هیات هاو مراسم عزاداری

میکشاندو گاه و بی گاه به هنگام کارذکر مصیبت میکرد......


این پرستوی عاشق در وصیت نامه خویش چنین میفرماید:

همیشه پشتیبان ولایت فقیه باشیدو از این انقلاب که با نثار خون هزاران شهید بدست امده است پاسداری کنید همیشه در خدمت محرومان باشید

من این راه را اگاهانه انتخاب کردم و ارزو دارم بانثار جان خویش از دین وناموس کشورم

دفاع کنم به همه دوستانم و هم وطنانم بگویید راه شهدا را ادامه دهند و هیچ گاه

شهدا و هدف والایشان را فراموش نکنند

"ای خدای شهیدان توفیقمان ده تا رهرو راه

شهیدان باشیم"





نوشته شده با موضوع « » - توسط یاس

در ساعت 11:19 بعد از ظهر:: سی ام فروردین 1391

...
::: :::

...............................................................

 

:::: فاطمه را با مهدی بخوان ::::

وقتی که به فاطمیه رسیدی

وضو بگیر و دو رکعت نماز عشق اقامه کن

آن نماز را تقدیم به بانویی کن که یار نبی بود و سرباز ولی: انا لله و انا الیه راجعون

فاطمه را به چه می شناسیم؟

به عفت در میدان حیات سیاسی

به حجاب در عرصه تبادلات اجتماعی

به عظمت که در معنای معنوی مادر پدرش رسول خدا است.

 به عصمت که خاندان ولایت و امامت در دامان مطهرش تربیت شد.

به کدامین فضل و مقام؟

ای قلم خموش باش .از که می گویی؟ از فاطمه !

قلم خجالت کشید و جان از شرم سکوت کرد.

حالا باز به سخن آمد...

یادت هست پیامبر را ، هنگامی که بر احترام و الگوگیری از خاندان عصمت (ثقلین) به عنوان ادامه حیات متعالی بشریت سخن گفت و در عمل ما را متوجه آن نمود؟

ای قلم چه می نگاری؟ شرم کن .

یادت هست بعد از آن با فاطمه چه شد و چگونه رفتار شد؟

فاطمه را به هرچه می خوانی بخوان و بدان . اما

قبل از آن

پیامبر را بخوان و بدان

و بعد از آن

علی را... حسن را ... حسین را ... سجاد را ... باقر را ... صادق را... کاظم را ... رضا را ... جواد را ...

هادی را ... امام حسن عسگری...

صلوات الله علیهم

حال فاطمه را با مهدی صاحب الزمان بخوان و مقام شهادت را در این سلسله_ی معصوم ِمظلوم خوب بدان...

به چه گناهی؟

بله ، به چه گناهی؟

بکدامین گناه؟ مگر از معصوم گناهی سر می زند؟ بای ذنب قتلت؟

آری فاطمیه می رسد و خداوند به ما مهلتی دیگر داد.

چه صبور و بزرگی ای خدا...

ما را قدر دان این همه آیاتت قرار ده ...

اللهم لک الحمد حمد الشاکرین لک علی مصابهم...

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم




نوشته شده با موضوع « شیعه یعنی... » - توسط لاله ها

در ساعت 1:58 بعد از ظهر:: چهاردهم فروردین 1391

...
::: :::

...............................................................

 

:::: بسم رب الشهداء الصدیقین ::::

چندر روزی از اغاز بهارمیگذرد..طبیعت زندگی دوباره ای را اغاز کرده است....

خوشا به حال انانکه در بهار زندگی خویش خود را به خالق بهارنزدیک کردندوچه زیبا و

مشتاقانه زندگی کردندوچه عاشقانه بهار زندگی خویش را تقدیم درگاهش کردند....

یکی از این مشتاقان شهیدمحمد رضا شفیعی است

این شهیدعزیز پس از16سال دوری از وطن با بدنی کاملا سالم به اغوش مادرگرامیش

باز میگردد....این شهید عزیز به تاسی از مولای عطشان اقا امام حسین(علیه السلام)

در عملیات کربلای 4 با لب تشنه به دیدار معبود خویش مشتابد.

بدن مطهر این شهید در خاک عراق به خاک سپرده میشود...وقتی که بدن مطهر او را

از خاک بیرون می اورند کاملا سالم  بوده است.لذا صدام ملعون تصمیم میگیردبدن اورا

به هر صورت ممکن از بین ببرد لذا از مواد مختلف جهت تخریب بدن او استفاده میکند

امابه خواست خدا هیچ اسیبی به بدن او نمی رسد وبدن مطهر این شهید کاملا سالم میماند.....

علت این مسئله را یکی از همرزمانش چنین میفرماید:

این شهید بزرگوار چند ویژگی داشت

1-دائم الوضو بودن ایشان

2-قرائت روزانه زیارت عاشورا

3-گریه زیاد بر سالار شهیدان ومتبرک کردن خود با اشکهایش

4-مداومت بر غسل جمعه

امید که رهروان شهدای عزیزخود را به این صفات مزین کنند

"التماس دعا"



نوشته شده با موضوع « » - توسط یاس

در ساعت 6:21 بعد از ظهر:: ششم فروردین 1391

...
::: :::

...............................................................

 

:::: زندگی ::::

وقتی از دریچه شهدا به زندگی نگاه میکنم همه چیز را نوع دیگر و جور دیگری می یابم .از

زاویه نگاه انان همه پدیده ها زنجیر اتصال ادمی به معبود است

هرروز از خیابانهای دراز و دلمرده ودود زده گذشتن و هر شب از همان خیابانهای سرد وکسل

خسته به خانه باز امدن شاید اگر نبودراه سرخ شهدا سرنوشت محتوم من وتو این بود و

روزگار با تکرار ثانیه ها و امد وشد فصلها به انتها میرسید و دستمان هرگز با تاکهای روی

دیوار دوست نمیشد و نگاهمان را رنگ سرخ شقایقها نمی نواخت ....

ان روز که دلها مان در میان حصار جان می باخت از عاشقان اموختیم که توان قلب من

وتو بیش از ان است که به لبخند های فلزی و اوازهای مصنوعی دنیا دل ببندد

در کوچه باغ سبز شهدا در یافتیم که دستهای اسمان مهتابی است و زمین پله اسمان

است

باور داریم که اگر نبودند شهدا عشق زنده نمیماند ودرختان جوانه هایشان را روی دامن

اسمان نمی کاشتند

انان با جذبه های اهورایی زیبا ترین ترانه جاودانگی را سرودند و خطی سرخ به پهنه

ای به بزرگی زندگی نگاشتندتا شاید روزی من وتو هم در هزار توی ماندن و دلخوشیهای

کاذب راه اسمان را پیدا کنیم.......

ای خدای شهیدان به ما توفیق زندگی شاهدانه عطا فرما.......




نوشته شده با موضوع « » - توسط یاس

در ساعت 8:12 بعد از ظهر:: پانزدهم اسفند 1390

...
::: :::

...............................................................

 

:::: تقریظ امام خامنه‌ای حفظه الله ::::

دست‌نوشته‌ی امام خامنه‌ای بر حاشیه كتاب «نورالدین پسر ایران» منتشر شد.

متن این تقریظ كه عصر یكشنبه طی مراسمی با حضور جمعی از فعالان فرهنگی در مؤسسه‌ی حفظ و نشر آثار رهبر معظم انقلاب به راوی «سیدنورالدین عافی»، همسر وی و نویسنده‌ی كتاب «معصومه سپهری» اهدا شد، به شرح زیر است:

«بسم الله الرحمن الرحیم

این نیز یكی از زیباترین نقاشیهای صفحه‌ی پُركار و اعجاز گونه‌ی هشت سال دفاع مقدس است. هم راوی و هم نویسنده حقاً در هنرمندی، سنگ تمام گذاشته‌اند. آمیختگی این خاطرات به طنز و شیرین‌زبانی كه از قریحه‌ی ذاتی راوی برخاسته و با هنرمندی و نازك‌اندیشیِ نویسنده، به خوبی و پختگی در متن جا گرفته است، و نیز صراحت و جرأت راوی در بیان گوشه‌هائی كه عادتاً در بیان خاطره‌ها نگفته میماند، از ویژگیهای برجسته‌ی این كتاب است. تنها نقصی كه به نظر رسید نپرداختن به نقش فداكارانه‌ی همسری است كه تلخی‌ها و دشواریهای زندگی با رزمنده‌ئی یكدنده و مجروح و شلوغ را به جان خریده و داوطلبانه همراهی دشوار و البته پر اَجر با او را پذیرفته است.

ساعات خوش و با صفائی را در مقاطع پیش از خواب با این كتاب گذراندم والحمدلله



نوشته شده با موضوع « » - توسط ققنوس

در ساعت 0:9 قبل از ظهر:: دوازدهم اسفند 1390

...
::: :::

...............................................................

 

:::: شهید... ::::

فصلهااز پی هم در گذرندچرخه حیات میچرخدوزندگی چون جویباری در پهنه هستی جاری است اماتو با تکرارمکرر ثانیه ها وامد وشد روزها و شبها به انتها نخواهی رسید .من عشق را عزیزدل درتو یافته ام هرچند که عشق بی منو تو وبعد از من وتو زنده خواهد بود

بااغازجنگ وجهاد در راه خدا تکلیف تو روشن شد تو خدا را در کوچه باغ دعا یافته بودی و هروز که به تماشایت می نشستم گویی پیاله ای نور می نوشیدی وبه اسمان نزدیکتر میشدی .شوق رضای خدا به وادی زخم وجنون ات کشانده ....

تو رفتی و من ماندم و چشم انتظاری ..میدانستم که دیگر از کشیدن جسم نحیفی که وقف خدا کرده بودی رها شده ای  دیدم که بند اسارت گسسته ای هر چند که تو اسیر خاک نیودی و باور کردم که به تمام باورهایی که بوی عشق و صفا میدهند رسیده ای  مگر نه اینکه میگفتی پایی که تو را در بند غیر کند باید بریدو تو بریده بودی تمام انچه را که به زمین خدا بندت میکرد هر چند هیچگاه بند ماندن نبودی .....

نو مهربان مسافر من بودی وقتی که ترا شناختم واز دنیای خود خواهیها رها شدم شریک غمها و شادیهای پنهانت شدم...

وقتی که رفتی من هر روز خدا را با ثانیه هایش شناختم و با عکست درد دل کردم و گوش به حلقه در اویختم

تا شاید خبری از تو بگیرم و تو امدی بی سرو دست ...

چه جای عجب که سر سپرده بودی وبا سر امدنت شگفت زده ام می کرد ان رور گریستم نه برای تو که برای

خودم از اینکه تو رفته ای و من جا مانده ام ...بی تابیها کردم اما وصیت نامه زیبا و پر محتوایت مرا به ساحل ارامش کشاند

اگر شهید شدم و به ارزوی دیرینه ام رسیدم برایم گریه نکنید که شهید گریه نمیخواهد رهرو میخواهد امروز روز امتحان و ازمایش است و فردا روز قیامت هیچ عذر و بها نه ای نداریم


خدایا ماراشرمنده شهدا قرار مده



نوشته شده با موضوع « » - توسط یاس

در ساعت 10:24 بعد از ظهر:: بیست و ششم بهمن 1390

...
::: :::

...............................................................

 

:::: سلام بر مولایم مهدی ::::

سلام بر مهدی بر عدالت گستر عالم   سلام بر خورشید افتاب افرین  و ذخیره خدا بر روی زمین

سلام بر او که نامش مفتاح مفتوح است و یادش معراج قلوب

مهرش کلید گنج مقصود است وقهرش جحیم قهر معبود

مولایم در سالروز امامتت ازتو میخواهم که مدد کنی تا شیعه منتظر برایت باشیم مددمان کن تا براین راه ثابت قدم بمانیم

اقای من امید داشتتیم که سالروز امامتت همراه با ظهورت باشداما......

اما از خدا عاجزانه در خواست میکنیم تو در قلبمان ظهور کنی.......

مولای من ما همچنان منتظرت میمانیم وبا قافله منتظران دست انابت به امید اجابت به در گاه مجیب برمیداریم

و خدا را با تضرع و انابه می خوانیم که 

                                    

              "بارالها باقیمانده غیبت را به حق زمانی که مادر ش باناله "مهدی

                                  کجایی"  او را صدا کرد برمایتیمان عصر غیبت ببخش "



نوشته شده با موضوع « » - توسط یاس

در ساعت 8:36 بعد از ظهر:: سیزدهم بهمن 1390

...
::: :::

...............................................................

 

:::: شهید مظلوم ::::

امام حسن علیه السلام دومین پیشوای شیعیان رهبری بی یار و یاور بود.

حتی آنها که همراه او در قیام علیه معاویه  آمده بودند، به دلایل متعددی  غیر قابل مقایسه با یاران فدایی امام حسین علیه السلام بودند.

و امام ما در نبرد با دشمنان ولایت، تنها ترین سردار شد...

جدشان رسول خدا به این دو شباب اهل جنت افتخار می کرد و همگان به آن معترف بودند.

مگر پیامبر چند فرزند و نوه داشت؟ آنهم از اهل بیت عصمت و صاحبان حدیث کساء و اولیاء الله ؟

اینرا هم همه می دانستند...

اما زمانی که امام وصیت کرد که او را در جوار جد شریفش به خاک بسپارید، و پیکر این امام مظلوم به آن سمت تشیع شد، فردی؟ با هماهنگی منافقین، مخالفت کرده و دستور تیر اندازی به سمت تابوت را داد!

اولین تشیع پیکر اهل بیت هم اینگونه برگزار شد...

آیا کسی به اندازه آن فرد از قرب و منزلت امام حسن علیه السلام و سایر ائمه در نزد خدا و رسول خدا مطلع تر بود؟

چرا چنین کرد و چنین کردند ...

جواب آنرا در دعای ندبه پیدا می کنید.

در ناحیه مقدسه می یابید.

در زیارت عاشورا هست.

به ماجرای رحلت پیامبر و اشک ریختن او در بستر بیماری بر مظلومیت تنها دخترش هم ارتباط دارد.

در تاریخ وقایع سقیفه هم میابید.

به خطبه رسول خدا در غدیر هم رجوع کنید.

برای اطمینان قلب جامعه کبیره را هم مطالعه نمایید.

سری به خطبه حضرت زهرا بزنید البته با حوصله و دقت بیشتری...

دیالوگ و گفتگویی بین یزید، ابن زیاد ،حضرت زینب و امام سجاد انجام شد ، سخنان هر دو طرف را مطالعه کنید.

فعلا بس است.

جواب را برای ما در نظر خواهی بفرستید با اسنادش لطفا

متشکریم.

اینهم به روز شدن ، به نظرتان چقدر زمان می برد، تا بعد از این تدبرات دوباره به روز شویم؟

الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم



نوشته شده با موضوع « تا خانه نازنین پیغمبر » - توسط لاله ها

در ساعت 1:56 بعد از ظهر:: یازدهم دی 1390

...
::: :::

...............................................................